مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

123

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> سپس يزيد چوب خيزرانى طلبيد وبه دندان‌هاى حسين عليه السلام كوبيد . أبو برزه اسلمى گفت : « واي بر تو اى يزيد ! با چوبدستى خود به دندان حسين مىزنى ؟ ! من گواهم كه پيغمبر را ديدم دندان‌هاى أو وبرادرش حسن را مىمكيد ومىفرمود : شما دو سيّد جوانان أهل بهشتيد . خدا كشندهء شما را بكشد ولعنت كند وجهنم را براي أو آماده كند كه چه بد سرانجامى است . » راوي گويد : يزيد غضب كرد وگفت : « أو را بيرون كنيد ! » أو را كشيدند وبيرون انداختند . گويد : يزيد به اشعار ابن زبعرى تمثل جست : كاش أشياخ بدر مىديدند * نالهء خزرج از دم شمشير مىكشيدند هلهلهء شادى * كه مبادا يزيد دست به زير سره سرورانشان كشتيم * به تلافى بدر بىتكسير سلطنت مقصد بني هاشم * نه خبر آمد ونه وحى نذير نه من‌از خندف ار كه نستانم * ز بنى احمد انتقام مرير راوي گويد : زينب دختر علي بن أبي طالب عليه السلام برخاست وگفت : « الحمد للَّه‌ربّ العالمين وصلّى اللَّه على رسوله وآله أجمعين صدق اللَّه سبحانه كذلك يقول ( سورهء روم آيهء 10 ) . سرانجام آنان‌كه بدكردارى كردند ، بد است ؛ چه كه آيات خدا را دروغ شمردند وبدان استهزا ورزيدند . به گمانت اى يزيد ، اكنون كه راه‌هاى زمين وآفاق آسمان را بر ما بستى ومانند أسيران ما را راندى ، ما پيش خدا خوار شديم وتو گرامى شدى وبراي اين است كه پيش خدا قدر ومنزلتي دارى ، بيني بالا گرفته‌اى وبه گوشهء چشم نگاه مىكنى وشاد وخرمى كه دنيا به تو رو آورده وامورت منظم شده است وكنون ملك وسلطنت ما براي تو مصفا شده است . يواش يواش گفتهء خداى عز وجل را در ( آل عمران آيهء 178 ) فراموش كردى . گمان نبرند آن‌چنان كساني كه كافرند ، همانا بدان‌ها مال داديم كه براي آن‌ها بهتر باشد . همانا به آن‌ها مال داديم تا گناه بيفزايند وعذاب اليم از آنِ آن‌ها باشد . » « أمِنَ العدل يا ابن الطّلقاء تخديرك حرائرك وإماءك وسَوْقك بنات رسول اللَّه سبايا قد هتكتَ ستورهنّ وأبديتَ وجوههنّ » . « آيا اين رسم عدالت است كه زنان وكنيزان خود را پشت پرده نشانى ودختران رسول خدا را اسيروار برانى ؛ پرده از آن‌ها برگيرى وآن‌ها را آشكار نمايى ؟ دشمنان آن‌ها را از شهري به شهري ببرند وأهل هر آبگاه ومنزل به آنها بنگرند ؟ خويش وبيگانه ودنى وشريف در پىِ ديدار روى آن‌ها باشند واز خود مردى وحمايت كنى نداشته باشند . چه اميدى است به مراقبت كسى كه جگر پاكان را از دهن به در كرده وگوشتش از خون شهيدان روييده است ؟ چگونه در كينه‌ورزى ما خاندان كوتاهى كند كسى كه از روى كبر ودشمنى وكينه به ما نگرد وبىپروا گويد :